محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
555
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 357 / 5 فرمانروا ساختن يزيد بن ابو سفيان بر سپاهيان شام الأزدى ( دو نسخهء خطّى پاريس ) ورق 78 / ب ( 141 / ب ) . چون خبر مرگ ابو عبيده و معاذ به عمر رسيد . ولايتهاى شام را از هم جدا كرد . از اين رو ، عبد اللّه بن قرط ثمالى را به حمص روانه كرد و وى يك سال بر آنجا فرمان راند . عمر ، حبيب بن مسلمه را از فرمانروايى آنجا بر كنار ساخت . ابو درداء انصارى را به كارگزارى دمشق ، بر گماشت . و يزيد بن ابو سفيان را به فرماندهى لشكرهايى كه در شام بودند ، برگزيد و به وى نوشت كه به قيساريّه برود . هنگامى كه عمر ، عبد اللّه بن قرط را از فرمانروايى حمص عزل كرده بود ، عبادة بن صامت انصارى ، پرچمدار پيامبر خدا ( ص ) را كه نمايندهء مردم خود بوده و در بدر و عقبه نيز حضور يافته بود ، به آنجا گسيل كرده بود . ( نيز به نامهء زير بنگريد ) . ( 2 ) 357 / 6 ، 7 دو نامه از عمر ، دربارهء گماشتن يزيد به فرماندهى سپاهيان شام الأزدى ( دو نسخهء خطى پاريس ) ورق 79 / الف - ب ( 142 / ب - 143 / الف ) . سپس عمر به يزيد بن ابو سفيان نوشت : امّا بعد ، من تو را به فرماندهى همهء لشكرهاى شام برگزيدم و به آنان نوشتم كه سخن تو را بشنوند و از تو فرمان برند و از هيچيك از دستورهاى تو سر نپيچند . از اين رو ، برو و لشكر مسلمانان را بياراى و سپس آنان را به سوى قيساريّه برو در آنجا اردو بزن و تا خداوند تو را پيروز نگرداند ، از آنجا دور مشو ؛ زيرا تا آنگاه كه مردم قيساريه دشمنان شما در شهر خود در كنار شما زندگى كنند ، مسلمانان چنان كه بايد در شام به پيروزى نرسيدهاند . و تا هنگامى كه يك تن از فرمانبران امپراتور كه در شام از دستورهاى شما سر مىپيچيد به جا مانده باشد ، وى از شام چشم بر نخواهد داشت . شما اگر قيساريّه را گشوده بوديد ، خداوند اميد او را از همهء شام مىبريد . خداى - عزّ و جلّ - به خواست